جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
189
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
بود اسبم را در بستر رود انداخته و به اتفاق رمضانعلى خان و گرگورى و شكر اللّه كه هرسه سوار بودند از ميان طاق وسطى عبور كرديم هيچكس پيش نيامد و يا جلوگيرى ننمود . در طرف ديگر دروازه فرصتى يافته كتيبهء ارغوان شاه را با دقت بررسى نمودم و برج گرد را در رأس نقطهء برجستهاى كه مشرف به دروازه بود ملاحظه كردم و صد قدم تا نزديك كلبههاى آبادى كه در طرفين دروازه بود جلو رفتم كه ناگهان فرياد مهيبى از پشت سر دروازه به گوش رسيد و سرباز وارفتهاى كه هنوز خواب - آلود بود و نيمتنهء كتانى خود را بر دوش مىانداخت سراسيمه به طرف ما دويد و با حدت تمام فرياد كشيد . صداهائى نيز در جوابش شنيدم و فورى از داخل ديوار كه در واقع برج بود و اطاقكهائى در دو طرف داشت چند نفر جلو دويدند با وضع پريشان و نيمهپوش كه لباسشان هم ژنده بود و بعضىها چندتا دكمهء شير و خورشيد داشت و شلوار نيلگون و نوار قرمز آن نشان مىداد كه ما با دستهء سرباز يا نفرات پياده - نظام ايرانى روبرو هستيم . گفتگو با پاسبانها - از آنجائى كه من به هيچوجه طالب تصادم نبودم و آن نفرات هم فقط وظايف خود را انجام مىدادند با آنكه چيزى نمانده بود كه متوجه
--> - كامل است چون لطف خداوندى پيوسته شامل حال اوست . اين پادشاه سرشتى پاك دارد و از آنجا يادش در خواطر است كه وجود خود را به جان و دل نثار درگاه خدا كرده است . اين شهريار فاتح با قدرتى سرشار و لشكريان و شمشير آبدار خويش صاحب بخت بلند و طالع نيكوست كه ناشى از نقشه و تدبير بشر نيست . « اى خداوند مرا اقتدار و تخت و سپاه دادهاى مرا تاج و كمر شاهى و ظفر فرمانروائى و كلاه خسروانى بخشيدهاى تو نگهبان قلمرو من و قدرت من هستى همه اميدهايم بوجود تو بسته است و همه ايمانم هم ، چنان كه به ثبوت خواهد پيوست . تو كسانى را كه قدرتم را انكار كردهاند پست و خوار كردهاى . اى خداوند ظفرنمون ياور من باش تا چشم دشمنانم را كور كنم . » چون ايمان او بر يقين استوار و اعتقاد به وجود خداوندگار است ازاينرو عنايت خداوندى در حق او ثابت و پايدار . پروردگار جهان با قدرت خويش دست او برگرفت و او را در كار عدل و داد و اقتدار كامگار فرمود . احدى از چنين بخت و طالع نيك برخوردار نبوده است مانند خورشيد فرمانروائىاش عرصهء جهان را درخشان ميسازد . تا روزى كه خوشههاى گل از بركت نم و رطوبت نمو دارند ( در اينجا چند كلمهء كتيبه مخدوش است - مترجم ) اين ابيات را گلبندن ( گلبنى ) در مدح او سروده است .